مسخ شدن چیست؟
عرضم به حضورتان که یک عده کلا هی عوض میشوند.یعنی امروز یکی است فردا هم همان است ولی پالانش متفاوت ,و البته سر و شکلش متفاوت تر.این ها اصلا در زندگی تغییر را خوب میفهمند,لمسش میکنند,حتی قسمت بشود هم کاسه هم می شوند با او,ولی مسخ نمیشوند.نه اینکه نخواهند ها,اتفاقا از بقییه خیلی هم بیشتر می خواهند ولی همانطور که از قدیم رسمه : دیوانه از مه دور بهتر!
مسخ شدن هنر است.طرف تا دیروز حرف از خدا و پیغمبر میزد,امروز میگه باید با بچه هامون همون باشیم که فروید میگه!یا مثلا حرام ترین چیزی که خورده آدامس موزی دوستش بوده که نیم ساعت پیش بهش تعارف کرده برنداشته,بعد نیم ساعت هوس کرده انداخته تو دهنش.الان به قول دوستان "شکم عرق خوری" پیدا کرده!والا نپرسید که نمیدانم از کجا میشود پیدا و پنهانش کرد.معمولا دانشگاه ها تاثیر زیادی روی عقاید ما می گذارند.
خب این ها رو گفتم که چه؟که مسخ دو رو دارد.روی اول را گفتم اما منظورم روی دوم بود.
آقازاده در زندگیش به قول هدایت "بز گله ده بالا هم از دسش در امان نبوده" الان دنبال آفتاب و مهتاب ندیده میگرده.البته باید اگه واقعا بدین معنی میخواد تا سپیدی موهاش بگرده.
خانم,فرق ویسکی و شامپاین و وودکا و از ده فرسخی تشخیص میده,یهو میبینی از "پس فردا" شد قدیسه,چادری,محجبه,و اصلا دچار یک آلزایمر شیرین میشه!چرا؟چون "فردا" ازدواج کرده!
پسره به دختره توی جلسه خواستگاری میگه : من خیلی منطقیم,اگه قبلا با کسی بودی,بگو صداقت برام مهمه.میگه,پسره میره و بر نمیگرده.خب معلومه چرا یا بگم؟
دختره هم دقیقا مورد بالا!البته با این تفاوت که دختره نمیره,جواب نمیده!
حالا طوری شده که یه عده از اونور میفتن.یعنی اونقدر میخوان بگن ما "اوپن مایندیم" که موندم چرا اسم ازدواج رو میارن خب.همینجوری چندتایی مثل حیوون دور هم بودین چه اشکالی داشت خب!
از کجا رسیدیم به کجا.خلاصه اینکه خواهشا سریع مسخ نشین.میدونم دست خودتون نیست ها,ولی تا جایی که میتونین زوراتون رو بزنین,خدا رو چه دیدین شاید شما انسان موندید
پیک :)