عذر

همه تون رو خوندم,فقط نمیتونم نظر بذارم!

 

برو به سلامت

شاید با خودتون فکر کنین خیلی خرافاتی ام,یا بی فکر ....

گرچه همیشه از هرجور خرافه ای فرار میکردم یا مخالف بودم

شاید فکر کنین دوست دارم همه چیز رو گردن بقیه بندازم

شاید هم درسته!

مهم نیست,مهم نیست.شما آزادین,اما ماه دی برای من ماه خوبی نبوده

همیشه ازش به عنوان یک ماه پردردسر یاد میکنم.ماهی که  ...

خدا رو شکر تموم شد امسال هم.ماه دی رفت.خیام میگه :

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن ....

(البته منظورش دیروزه!)

ماه بد نداشته باشین تو زندگیتون.سعی کنین صدقه بدین :)

فقط من نمیتونم وبلاگ های بقیه رو باز کنم یا همه همینطورند؟

 

+ممنون از همه,بلاگفا پیر شده فکر کنم!

شعر و شعر

''دوباره'' پلک دلم می پرد نشانه چیست؟شنیده ام کسی می آید به مهمانی ....

قیصر امین پور

 

+گوش راستم نمیشنود انگار!

حواستون به جیبتون باشه

یادداشت جدید در جیم

حواستون باشه این یک پست هشدار دهنده است,برای جیبتون :

دولت عاشق چشم و ابروی ماست یا ...

به زیر خاک می جویند ...

امشب پیش دایی مادرم بودیم.قضیه اش مفصل است چیز خیلی خاصی ندارد حوصله داشتید بخوانید

ادامه نوشته

مردن درخواستی

یکی از دوستان درباره مرگ پرسید ...

چیزی که خیلی حرف هم در حاشیه اش هست هم در اصلش!

 

ادامه نوشته

دلتنگی

دلتنگی یعنی در چله زمستون,بهار بخوای ...!

نصف شب

خودنویس کوتاه :

ادامه نوشته

روز و شب

استاد شهرام ناظری جانه ....  :)

جان روز و جان شب,ای جان تو ....انتظارم انتظارم روز و شب

طلاق!

دیشب خواب دیدم داییم و زن داییم از هم جدا شدن

چقدر دلم به حال پسرداییم می سوخت.من شده بودم سرپرستش!

بیدار که شدم فهمیدم خدا رو شکر خواب بوده و هیچ مشکلی در کار نیست.

در نود درصد موارد موندن بهتر از طلاق گرفتنه

دو در یک!

دو تا موضوع جدا رو میخوام بنویسم نمیدونم دو تاپستش کنم یا توی یکی بنویسم!

چون کوتاهه همین جا میگم:

1-میگه فعل نتوانستن رو صرف کن,میگم نمیتونم!بعضی وقت ها اونقدر تنبل میشیم که خود تنبلی هم حجالت میکشه!

2-قبل ازدواج مختارید هر جور فکر کنید و ... ولی بعدش اعتماد کنید!منظورم به شخصیتش,به اینکه اگه طرف توی مثلا

شامپو صاحب نظره یا فروشنده است چند سال,نظرش رو قبول داشته باشین و هی نرین باز بیشتر تحقیق کنین!

همین :)

اتاق بی عطر,دنیای بی بو!

قدیم تر ها درباره بو و عطر و اهمیتش نوشتم,مکرر مزید نمیکنم ...

آمدم فقط بنویسم استنشاق این هوا برایم ممکن نیست!

آب نمک!

+آب بعضی دستشویی ها اونقدر سردند که برای از بین بردن ویروس ها نیاز به هیچ مایع و صابونی نیست!

+از خودتان مایه بگذارید لطفا!خجالت هم خوب چیزیست!(یک سر به نیازمندی های یک روزنامه بزنید,

بنده را رایگان می دهند!)

دقت کنیم؟؟

موسیقی شده جزیی از وجود آدم امروز,در انتخاب موسیقیتون دقت کنید.درسته یک مقدارش به دل نشستنه

ولی همین روی شما خیلی تاثیر میذاره,روی زندگیتون,روی عمری که میره و برنمیگرده!

خلوت

وقتی دست به نوشتن نره نمیره دیگه ....

+از فردا به مدت دو هفته فکر کنم احتمالا 16-17 ساعت در روز بیرون باشم.وقت بیشتر خلوت کردنه

همتون رو دعوت میکنم به خلوت!خلوت خودتون با خودتون.زمان تعیین کنین.کمتر از دو هفته نباشه,ولی روزی شده

یک ساعت,حتی کنج خونه بنشینید و خلوت کنین.بذارین خودتون هرچی داره بریزه بیرون.قول میدم سبک بشین :)

 

+منظور این بود بشینین به حرف خودتون گوش بدین 

آسمان و ستاره ها

تا حالا کویر رفتید؟

اگر نرفتید پیشنهاد میکنم حتما شب بروید.حتما حتما!

اگر برایتان براحتی مقدور نیست ,کافیست نصف شب به تراس,پشت بام,یا حیاط خانه تان بروید

یا اصلا پنجره را باز کنید و خودتان را در آسمان رها کنید.یک قلم و کاغذ بیاورید.هر چه می آید بنویسید

باور کنید پشیمان نخواهید شد!

+لطفا در فصل سرد حتما با لباس گرم این کار راانجام دهید سرما خوردگیتان گردن ما نیفتد!

+منظور از رها شدن در آسمان ,نگاهی بود؛خودتان را از طبقه چندم نیندازید پایین بیایند آخرین آدرس کامپیوترتان را

نگاه کنند و بعد یقه ما را بچسبند به جرم تشویق به خودکشی!

این صرفا یک پست ارتباطی با آسمان و درون بود :)

یادآوری

کسی که خودش نمیفهمه گذر زمان رو,شایستگی پند دادن به بقیه و اظهار فضل رو نداره!

این باشه یادآوری برای خودم که کمتر پیام اخلاقی بدم,مگر اینکه یاد بگیرم "عمر گرون میگذره"

دامن نزن

یک چیزی مد شده جدیدا,اون هم تایید نشدن نظرات توی وبلاگ هاست

به خودتون نگیرید این یکی دو روز که وب گردی کردم اغلب اینجوری شدن!

با توجه به این کم شدن حجم بلاگر ها,یاد ضرب المثلی می افتم؛میگن:

"مرگ عزیزمون پیش کش , سر سلامتی همسایه ها رو چیکار کنم!!"

گفتم صدا

گفت صدا....؟   امان از صدا  !

گفتم گیسو 

گفت نه میگذرادم بروم نه بمانم

گفتم چشم

گفت قبول من باختم!!

+شب ها وقتی من و دل تنها میشیم

داستان کوتاه "امشب"

لازم به ذکره,داستان هستند در ادامه مطلب!

داستان کوتاهی که هم طولش کمه هم عرضش اما درباره عمقش نظر نمیتونم بدم

 

ادامه نوشته

ابجد

ابجد بیاموزیم

بدرد میخورد

ادامه نوشته

مرز در عقل و جنون

گیسویت تعزیتی از رویا                  شب طولانی خون تا فردا ...

شاهزاده موسیقی ایران

دست من بود علیرضا قربانی رو غرق بوسه میکردم 

ماهی!!

معمولا وقتی با دوستان برویم رستوران خدای ناکرده هر پانصدسال یک بار,سعی میکنم خیلی غذاهای ابداعی و

"نمیدونم چیه" را امتحان نکنم!شما فرض کن بعد از مدتی مدید فرصتی دست داده و با دوستانی رفتید رستوران

و در منوی رستوران نام عجیب و غریبی میبینید و هوس میکنید انتخابش کنید.یک طرف ذهنتان به شما میگوید

"مگه میخوای همسر آیندت رو انتخاب کنی که اینقدر سخت میگیری!؟" میبینی حق با اوست و انتخابش میکنی

بعد که می آورند میبینی یک ماهی آب پز کاملا بی مزست.اونجاست که میفهمی فقط نصف ذهنتون دهنش را باز

کرده و نیمه دیگر "خفه خون" گرفته!همیشه همینطور است.برای هر انتخابی همین است.شلوار,کفش و ...

نمیگویم بزنید در دهان نصف ذهنتان که خیلی حرف میزند(قدیما ازش به عنوان دل یاد میکردند) ولی اون نصفه

دیگه را به حرف بیاورید.شاید بالای اون اسم قشنگه,ماهی سوخاری باشه که شما عاشقشید.

 

داستان کوتاه "دیشب"

یک شب مثل هر شب ممکنه شما بنشینی روی تختت و بری توی تلگرام,یا پشت میزت لم بدی و رمانی که تازه بهت

معرفی شده رو بخونی,روی مبل از بی حوصلگی شاید هم با ذوق عکس های آپ شده در اینستاگرام رو رد کنی

و خیلی از این قبیل کارهای مد شده در این روزها؛شاید هم مثل دیشب "من" یک اتفاق ساده شبتون رو و شاید زندگی

یک نفر رو تغییر بده.

+"من" یک نماد است.من داستان ما

ادامه نوشته

من ترک نمیکنم راه خویش ...

من ترک نمیکنم ولی احساس میکنم وبلاگ نویسی داره نفس های آخرشو میکشه

بارن

برای باران خیلی حرف ها هست که زده شده یا میشود زد

اما من ترجیح میدهم خود باران لب باز کند

شکر

کافه من

فکر زدن یک کافی شاپ هر روز بیشتر قوت میگیره

نمیدونم جرا قسمت مادیش احساس ضعف میکنه ! :))

 

به این میگن وطن پرستی

میدونستین آمریکایی ها اونقدر ملی گرا و وطن دوستند که پرچم کشورشونو رو در خونه نصب میکنن؟

حالا بخونید از وطن دوستی ما ایرانی ها اون هم در رده های بالا :

شهردار مشهد رئیس جمهور را پوشاند