عجیبه.درست زمانی که هیچ فکر و مشغله اضافه ای ندارم و خیلی خیلی بیخیال تر از گذشته زندگی میکنم, وضع معده بهم بریزه و مثل قدیم ترها قصد براندازی حکومت داشته باشه.عجیبه.یادمه قبلا که این طور میشدم اتفاقای بزرگی در شرف وقوع بود و بخاطر همین,باران اسیدی معده خودی نشان میداد و ادامه ماجرا.اما الان چرا!الان که صبح تا شب توی خانه نشسته ام و میخوانم و مینویسم و فکر میکنم و یاد میگیرم چرا.دنیای عجیبی شده,فکر کنم بهانه میگیرد.شاید کمی دلش هیجان می خواهد!