روزهای معمولی . اونقدر که فکر کنم دو سه ماهه چیزی توی دفتر خاطراتم ننوشتم .
امروز هم مثل بقیه روزها , کار و بعد خونه با اینترنتی خسته که حتی وبلاگ خودم رو هم باز نمیکنه!اون هم در شرایطی که کسی خونه نیست و درست وقت خوندنه.

ه.ن:سال نو شد و رخت کهنه بر برماست/قبای عنابی را دوش ما خواست