لطفا
شغلم فروشندگیه
یک روز یک خانم مازندرانی اومد سن و سال بالا.یک آقا هم همراهش بود.خواهر و شوهر خواهرش هم همراهش بودند.از حرفاشون نسبتاشون رو فهمیدم.بنده خدا حاج خانم کلی برای تخفیف گرم گرفته بود باهام و من هم خب تا حد توان کم نذاشتم.
اما ...
آخرش که میخواستن برن,به اون آقای همراهش گفتم ایشالا به خیر استفاده کنین و بگین مادرتون مارو هم دعا کنه(همون حاج خانمه)بعد گفتم پسرشونین یا دامادشون؟یک لحظه سکوت کرد آروم گفت هیچی ...شوهرشم!
یعنی من از خجالت مردم!نفهمیدم چجوری باهاشون خداحافظی کردم!
این ها رو گفتم که بگم :
خانم ها ایرانی,لطفا به خودتون برسین.لطفا پیر نشین!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 13:46 توسط پیک
خط خوش روح انسان را جلا میدهد