گاهی وقت ها مثل امشب که به گذشته برمیگردم بعدش ناخودآگاه به آسمون نگاه میکنم.دست برقضا امشب ابری نبود.ستاره ها دیده میشدند.نمیدونم چرا وقتی کودک بودم فکر میکردم ستاره ها هم میخوان باهام حرف بزنن.یادمه اون موقع هم با اینکه منزوی نبودم,تنها بودم!