راستش را بگویم نه خسته ام نه گرسنه ... ولی ازآن وقت هاست که نه دوست دارم بخوانم نه بنویسم!
امان از این هورمون ها ...

و راست ترش را بگویم که فحش خیلی دوست دارم الان,نه اینکه بخورم؛که بدهم.زیاد!

و اگر صادق باشم میتوانم بگویم برای خالی شدنم باید خودم را روی کاغذ خالی کنم.همه را با اسم یا بدون اسم,با محبت یا با فحش,از همه بنویسم و از خودم!

ب.ن:زندگی توی ایران خیلی دل قوی ای میخواد که ببینی و بتونی بگذری.اقرار میکنم ضعیف هستم.

ب.تر.ن:نتونستم وبلاگ دوستانم رو نخونم الان!