ساعت 3 بعدازظهر بود دوستم اس ام اس داد که میای بریم فلان شهر؟

گفتم برف داره میاد؟

گفت برف میاد سنگ که نمیاد! گفتم باشه :)

و این شد این دو روز نبودنم.اول رفتم پیش همین دوستم(شهرشون)شب اونجا موندم و صبح راه افتادیم

با هم رفتیم یک شهر دیگه که دوست دیگه ام اونجا بود

و امروز صبح یکی از دوستان ماند و من و اون دوست دیگه برگشتیم.الان تازه رسیدم!یعنی هنوز خونه نرفتم

مستقیم اومدم سرکار :)

خیلی چسبید با اینکه کلی سرد بود و کلی اتفاق افتاد ولی خیلی خوب بود خدا رو شکر :)